خیلی تغییر کردم
من آدمی بودم که اضطراب متحرک بود. اگه امتحان یا ارائه داشتم خودمو داغون میکردم یه جوری بودم که همه متوجه میشدن. دلیلش؟ نمیخواستم معدلم پایین بیاد
دیگه انصافا همچین دغدغه ای وقتی دانشجویی خیلی مسخره است
ولی الان شنبه و یکشنبه امتحان دارم درست حسابی نخوندم و برام مهم نیست. نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت
خوشحال از اون جهت که دیگه خودمو عذاب نمیدم
ناراحت از این جهت که معلوم نیست چه بلایی سرم اومده که دیگه آب سرم گذشته و بیخیال همه چی شدم
هر شب با خودم میگم کاش فردا دیگه بیدار نشم ولی صبح باز چشامو باز میکنم و به ناچار ادامه میدم.
هیچ انگیزه ای دیگه ندارم
این دیگه واقعا ترسناکه...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۲ ساعت 21:24 توسط Unknown
|