امروز با بابام بیرون بودیم تو ماشین که منتظر بودم پوسترش رو دیدم نوشته بود حقوق ثابت! بعد گفته بود با دانشجو هم همکاری میشه و کلا پاره وقته منم گفتم اگه راسته که چی از این بهتر

خلاصه با بابام رفتیم اونجا ببینیم اوضاع از چه قراره وقتی رسیدیم دیدیم ک در ساختمون بسته اس تماس گرفتیم یه آقایی جواب دادن ک از در کناری بیاین خلاصه رفتیم بالا انقد وضع اونجا خراب بود و سوت و کور که گفتم بابا با پله بریم شاید آسانسورش کار نکنه 😐 همونجا گفتم اینجا به درد نمیخوره ! خلاصه رفتیم تا طبقه چهار دیدیم اون واحدی که نوشته بود انتشارات فلان رو درش نوشته دفتر وکالت 😐 از اونجا صدای خانم و آقایی هم میومد داشتن صحبت میکردن ، در زدیم اومدن در و باز کردن بعد گفتم چرا اینو نوشته گفتن که ما تازه دو سه هفته اس اومدیم اینجا و هنوز اونو در نیاوردیم . بعد ک از شرایط پرسیدیم معلوم شد ک اینا برا فروش کتاباشون دنبال بازار یاب مگیردن که از صب بیوفتن تو خیابون به ملت بگن بیا کتاب از ما بخر =/ و اون حقوق ثابتی هم که گفته بودن کشک بود و با توجه به اینکه در روز چقد فروش داشتی حقوق تعیین می‌شد.

چقد ملت دروغگو شدن شاید منم زود باورم ک باورم شد اون حقوق با اون شرایط !

خلاصه بگذریم قسمت نبود منم حقوق بگیر بشم و حقوق ۱۶ میلیونی ثابت به صورت پاره وقت رو از دست دادم 😂