خستم
کاش دیگه نیان خونمون وقتی میان تمام انرژیم تحلیل میره
کاش اگه هفته دیگه اومدن من برم یه جایی و نباشم پیششون یا تو اتاقم بمونم و بیرون نیام
خیلییییییی خوبنا انقد خوب و با محبتن که حد نداره ولی اذیتم از وجودشون
میخواستم واسه ح هفته دیگه تولد بگیرم ولی پشیمون شدم
احساس بی عرضگی میکنم عمیقا
حالم از خودم و اطرافیانم بهم میخوره
اصلا انسجام نداره این پستم ولی برای جلوگیری از ریختن اشکم نوشتمش که چندان موفق هم نبودم...
+ نوشته شده در یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 15:52 توسط Unknown
|