احوال؟
همونجا که عباس معروفی میگه:
اگر گوشه خلوتی پیدا کنم آب همه دریاها را گریه خواهم کرد...
امروز با تراپیستم صحبت کردم و یه تیکه از صحبتمون رو نوشته و استوری کرده (: حقیقتا دوباره که خوندمش خیلی حس خوب و عجیبی بهم دست داد مینویسمش اینجا که یادگاری بمونه...
از زبان روانشناس👇🏻
امروز تو جلسه بهش گفتم درون تو یک بخش جسور هست که میخواد بندهای قدیمی و پوسیده رو پاره کنه و شکوفا بشه.
گفت میدونم واقعی نمیگید ، ولی ممنونم.
گفتم من عاشق چشم و ابروت نیستم ، یادت میاد روزهایی که حقیقت رو مثل سیلی به صورتت نواختم؟
حقیقت رو بهت گفتم.
یه لبخند محوی روی صورتش پدیدار شد... (:
امروز واقعا روز عجیبی بود منِ عزیزم! بخاطر اتفاقی که صبح افتاد و خودتو تو دل اضطراب قرار دادی و جا نزدی ازت ممنونم 🫂
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۴ ساعت 20:38 توسط Unknown
|