من خیلی خستم
مدتیه به مردن خودم که فکر میکنم دلم میگیره چون وقتی بمیرم به جز خانواده ام کسی ناراحت نمیشه در حقیقت منظورم اینه ک کسی منو انقد دوست نداره که از نبودنم دلش بگیره...
یا زبونم لال به مرگ پدر و مادرم گاهی فکر میکنم و از حس ترحم و ناراحتی بقیه دلم خیلی میگیره اینکه بقیه اعضای خانواده حتی اگ من ناراضی باشم و نخوام مجبورن و میان پیشم و از کار و زندگی میوفتن
میدونم فکر کردن به این چیزا درست نیست و فقط از نظر روحی داغون میشم ولی مدتیه ذهنمو درگیر کرده و اشکمو در میاره
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۴۰۲ ساعت 18:31 توسط Unknown
|