چند روزیه که سرما خوردم و لعنتی خوب بشو نیست حوصله دکتر رفتنم ندارم و از طرفی هفته دیگه باید برم دانشگاه باید هر طور شده خوب شده باشم...

عمه پدر و مادرم فوت کرده و اطراف ما اینجوریه ک تا مدتی صبح و عصر و شب خونشون کسی میره علاوه بر خاکسپاری و... (نمیدونم بقیه جاها هم اینطوره یا نه) به همین دلیل مامان و بابام و داداشم می‌رن اونجا یعنی اینجوری بگم ک من فقط برای ناهار و شام و موقع خواب میبینمشون چون کلا نیستن این تنهایی اولش جذاب بود ولی الان خل شدم دیگه /:

حدود ۱۰ روز دیگه کنکور ارشد دارم و هیچی نخوندم! دارم تو این فرصت باقیمونده یه نگاهی رو سؤالای سال‌های گذشته میندازم بلکه بدونم چی به چیه شاید فرجی شد😑 مشکل اینه ک نه حوصله دارم اینارو بخونم و نه میتونم سریال ببینم چون عذاب وجدان دارم! حالا اینا به کنار یه آزمون استخدامی هم ثبت نام کردم یه هفته بعد از ارشد ازمونشه اونم هیچی نخوندم🤦🏻‍♀️ دارم از استرس میمیرم.

راستش دلم با رشته ای که دارم میخونم نیست و ارشد هم خیلی بهش میلی ندارم ولی میدونم قبول نشدنش خیلی ناراحتم میکنه🤦🏻‍♀️

در حال حاضر بدجور در حسرت پرستاری ام با خودم میگم کاش حداقل پرستاری میخوندم... 🫠